حسین حلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حسین حلی . [ ح ُ س َ ن ِ ح ِل ْ لی ] (اِخ )ابن کمال الدین الابزر الحسینی الحلی ادیب شاعر رجال شناس . او راست : کتاب الرجال . (معجم المؤلفین از شعراء الحله ٔ خاقانی ج ٢ ص ٧٨) (بروکلمان ج ٢ ص ٣٧٣) (ذریعه ج ٩ ص ٢٠ و٢٨) (فهرست دانشگاه ج ٣ ص ٥٦٧) (سلافة ص ٥٤٥).
حسین حلی . [ ح ُ س َ ن ِ ح ِ ل ل ] (اِخ ) ابن دره نیلی عالم فقیه بود و در نیل در ٦٤٤ هَ . ق . درگذشت و جنازه اش را به حله بردند. تصانیف دارد. (معجم المؤلفین از اعیان الشیعه ).