جحدب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جحدب . [ ج َ دَ ] (ع ص ) کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (اِ) شیر بیشه . (ناظم الاطباء). جَحدَر. (منتهی الارب ). و رجوع به جحدر شود.
جحدب . [ ج َ دَ ] (ع اِ) ابن البیطار از رافقی آرد که : جحدب را در دیگی بسوزند و خاکستر آن را بر ریش آکله پاشند، سود دارد. (از مفردات ابن البیطار) .
جحدب . [ ج َ دَ ] (اِخ ) از خطبای بنی تمیم است . او را با جریر مشاجراتی بوده و جریر در حق او گفته است : قبح الاله و لایقبح غیره بظراً تفلق عن مفارق جحدب . و همچنین با خالدبن سلمه ٔ مخزومی خطیب ملاقات کرده و مناظره ای میان آنها روی داده است . رجوع به البیان و التبیین ج ١ ص ٢٦٧ شود.