جحد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جَ) [ ع. ] (مص م.) انکار کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جَ) [ ع. ] (مص م.) انکار کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جحد. [ ج َ ] (ع مص ) کم خیری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) . ◄ در لغت انکارنمودن شی ٔ است با علم به آن شی ٔ. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). انکار کردن حق کسی را با علم و دانست خود. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). انکار کردن بدانستگی . (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد). انکار کردن .(دهار) (ترجمان القرآن عادل ). انکار کردن از چیزی . (تاج المصادر بیهقی ). تکذیب کردن حق کسی را. (از اقرب الموارد). ◄ بخیل یافتن کسی را. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ◄ (اصطلاح صرف ) فعل مضارع منفی به لَم ْ را گویند. میر سیدشریف آرد: فعل مجزوم به لَم ْ که برای نفی ماضی است و عبارت است از اخبار به ترک فعل در گذشته و بنابراین نفی اعم از جحد است . برخی گویند جحد فعل مضارعی است که به حرف لم مجزوم باشد و آن بمعنای نفی ماضی و ضد ماضی است . (از تعریفات جرجانی ). و صاحب کشاف آرد: در نزد علمای عربیت نیز نزدیک بهمین معنی [ معنی لغوی، انکارنمودن شی ٔ... ]، باشد. در اتقان گوید: نفی کننده اگردر گفتار خود صادق بود سخن او را نفی و منفی نامند.و اگر در سخن خود راه دروغ پیموده بود، گفتار او راجحد و نفی نام گذارند، چنانچه شرح آن در ضمن بیان معنی کلمه ٔ نفی بیاید. و نیز علماء عربیت فعل منفی به لم را هم جحد خوانند مانند لم یضرب بنا بر آنچه از جریان اصطلاحات آنان مستفاد میگردد. و در کتب علم صرف نیز بدین معنی تصریح کرده اند. ◄ ترک کردن دین و عقیده ای که خطا باشد. (از دزی ). ◄ پنهان داشتن احساسات و عواطف . (از دزی ). ◄ (ص ) کم خیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ (اِخ ) نام سوره ٔ کافرون از قرآن .
جحد. [ ج َ ح ِ ] (ع ص ) کم خیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ♦ عام جَحِد ؛ سال خشک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سال کم باران . (از اقرب الموارد). ج، جِحاد. (منتهی الارب ). ♦ فرس جَحِد ؛ اسب کوتاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
جحد. [ ج َ ح َ ] (ع مص )سخت عیش گردیدن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ انکار کردن بدانستگی . (غیاث اللغات ) (کشاف اصطلاحات فنون ). ◄ کم باران گردیدن . (از منتهی الارب ). خشکی زمین و تهی شدن آن از خیر و برکت . (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ کم بالیدن گیاه . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ کم خیر گردیدن . (از منتهی الارب ). کم خیری . (از اقرب الموارد) (آنندراج ) .