جبا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبا کردن . [ ج َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پیاله ٔ خود را از راه دوستی و تواضع بدیگری دادن . (برهان عجم ). این اصطلاح قهوه خانه است و در شراب هم مستعمل است . (برهان عجم ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : فوجی بیا که از سر دل بگذریم ما این جام عیش رابحریفان جبا کنیم . فوجی نیشابوری (از بهار عجم ). رجوع به جبا شدن شود.