جبا شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبا شدن . [ ج َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) جبا کردن : از ساغری که چشم تو در دور آردش گر جرعه ای به بنده جبا شد چه میشود. حکیم الملک محمدحسین شهرت (از بهار عجم ) (آنندراج ). رجوع به جبا کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبا شدن . [ ج َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) جبا کردن : از ساغری که چشم تو در دور آردش گر جرعه ای به بنده جبا شد چه میشود. حکیم الملک محمدحسین شهرت (از بهار عجم ) (آنندراج ). رجوع به جبا کردن شود.