جبا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جبا. [ ج ُب ْ با ] (اِخ ) قریه ای است از توابع نهروان و ابومحمد دعوان بن علی بن حمادالجبائی الضریری منسوب بدانجا است . (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ). دهی است بنهروان . (منتهی الارب ).
جبا. [ ج َ ] (ع اِ) از «ج ب ی »یا «ج ب و» خاک گرداگرد چاه و محفر آن . (منتهی الارب ).گرداگرد سر چاه . (مهذب الاسماء). خاک گرداگرد چاه راگویند. (برهان ). ◄ آب گردآورده برای شتران پیش از ورود آنها. ◄ (ق ) کلمه ٔ ایجاب است بمعنی آری . اَجل . ◄ (اِ) حوض . ◄ جای ایستادنگاه آبکش از چاه . (منتهی الارب ).
جبا. [ ج ُ ] (اِ) روزشنبه . (ناظم الاطباء). در فرهنگ استنگاس نیز بدین معنی آمده و مؤلف نویسد که شاهدی برای آن دیده نشد.