تکاپوی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکاپوی کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آمد و شد کردن از روی تعجیل باشتاب . به این سوی و آن سوی رفتن . تلاش کردن . سعی کردن . جستجوی بسیار و شتاب آمیز کردن : سرشت مردم چنان آمد که تکاپوی کند. (منتخب قابوسنامه ص ٣). ازآنسو که خورشید می شد نهان تکاپوی می کرد با همرهان . نظامی . تکاپوی کن گرد پرگاردهر که تا خاکیان از تو یابند بهر. نظامی .