بیماردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیماردار. (نف مرکب ) مریض دار. که او را بیمار و رنجور باشد. ◄ آنکه متعهد خدمت بیمار باشد. (آنندراج ). پرستار و مواظب شخص بیمار. (ناظم الاطباء). پرستار. پرستان . بیماروان . بیماربان . (یادداشت مؤلف ) : هرکجا باشددلی می چیند از چشم تو درد هرکجا نازی بود بیماردار چشم تست . صائب (از آنندراج ).