بکت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بکت . [ ب َ ] (ع مص )زدن کسی را بشمشیر و عصا و مانند آن . (از ناظم الاطباء). زدن کسی را به شمشیر و چوبدستی و مانند آن . (منتهی الارب ). ◄ پیش آمدن کسی را مکروهی . (ناظم الاطباء). پیش آمدن کسی را بمکروه . (منتهی الارب ).
بکت . [ ب ُ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه بخش سروستان شهرستان شیراز. سکنه آن ٣٥٤ تن . آب از قنات و چاه . محصول آنجا غلات، تنباکو، صیفی . شغل اهالی آن زراعت و قالی بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).