بهرام سالکی | اشعار طنز | ۲ - عارف ار مست باده و یار است
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عارف ار مست باده و یار است مستی ما به چای و سیگار است حق کند حفظ این دو از آفات حق اینان، به بنده بسیار است دود این یک، مفرح دل و جان طعم آن یک، شفای بیمار است بیچنین دود، کار شش مغشوش بیچنان طعم، حال تن زار است هر که آید به دیدنم، بیچای گو میاید، اگر چه دلدار است ما و چایی و خضر و آب حیات هر که بر دلبری گرفتار است سال ۱۳۸۱