بغداد معمور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغداد معمور. [ ب َ دِ م َ ] (ترکیب وصفی ) بغداد آباد. مقابل بغداد خالی . (آنندراج ). شکم پر. (رشیدی ) (مؤید الفضلاء) (از فرهنگ نظام ). رجوع به بغداد خالی و بغداد کهنه، و مجموعه ٔ مترادفات ص ٣٣٨ شود. ◄ ساغر پر. (رشیدی ). جام پر. (از فرهنگ نظام ).