بغداد کهنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغداد کهنه . [ ب َ دِ ک ُ ن َ / ن ِ ] (ترکیب وصفی ) بغداد خالی . بغداد خراب، کنایه از شکم خالی . (غیاث ) : این شکم کاینچنین ورم کرده ست از ورم باز باد دم کرده ست هیچگه از طعام پردیدی حال بغداد کهنه پرسیدی . ظهوری (از آنندراج ). و رجوع به بغداد خالی و بغداد خراب شود. ◄ کنایه از ساغر تهی . (غیاث ) (از فرهنگ نظام ).