بارگاه بستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارگاه بستن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) بار کردن و بستن چادرو خیمه بر ستور. حمل کردن آن بر چارپا : ببندند بر فیل نر بارگاه درآرند جنبش به این کارگاه . هاتفی جامی (از ارمغان آصفی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارگاه بستن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) بار کردن و بستن چادرو خیمه بر ستور. حمل کردن آن بر چارپا : ببندند بر فیل نر بارگاه درآرند جنبش به این کارگاه . هاتفی جامی (از ارمغان آصفی ).