بارو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارو. (اِخ ) دهی است از دهستان وادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد که در ٦٧ هزارگزی شمال باختر مشهد و ٩ هزارگزی شمال خاوری رادکان در کوهستان واقع است . هوایش معتدل و دارای ٥٣ تن سکنه میباشد. آبش از رودخانه و محصولش غلات و شغل مردمش زراعت و مالداری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
بارو. (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان یاهوکلات بخش دشت یاری شهرستان چاه بهار که در ٢٨ هزارگزی جنوب خاوری دشتیاری کنار راه مال رو دشتیاری به گواتر واقع است و ٢ خانوار ساکن دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٨).
بارو. (اِخ ) بازو. از امرای سلاجقه بود. رجوع به بازو شود.