بارهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارهی . [ رَ ] (اِ مرکب ) باراهی و چگونگی حالت راه راست . (ناظم الاطباء). با راه و با راهی . (دِمزن ).
بارهی . (اِ) جدوار. (ناظم الاطباء) (دِمزن ). زدوار. زرنباد . زرنب . ماه پروین .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بارهی . [ رَ ] (اِ مرکب ) باراهی و چگونگی حالت راه راست . (ناظم الاطباء). با راه و با راهی . (دِمزن ).
بارهی . (اِ) جدوار. (ناظم الاطباء) (دِمزن ). زدوار. زرنباد . زرنب . ماه پروین .