بادسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بادسی . [ دِ ] (اِخ ) ابومحمد. از محدثان بود، وی از ابوعبداﷲ محمدبن محمدبن بسطام مجالسی را که عبداﷲبن محمدبن ابراهیم بن عبدوس بر او املاء کرد روایت دارد. ابوبکر احمدبن عبدالرحمن از بادسی روایت دارد. (از معجم البلدان : بادس ).
بادسی . [ دِ ] (اِخ ) ابویعقوب . سرور اولیای متصوفه ٔ مغرب است که در آغاز قرن هشتم هجری میزیسته . رجوع به ترجمه ٔ مقدمه ٔ ابن خلدون چ ١٣٣٦ هَ . ش . بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص ٦٥٨ شود.