باتر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باتر. [ ت ِ ] (اِ) کلنگ، و آن پرنده ایست معروف . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ) (انجمن آرا). طورنه (مرغی ) است . (شعوری ). کلندوز. (شرفنامه ٔ منیری ). رجوع به کلنگ شود.
باتر. [ ت ِ ] (ع ص ) اسم فاعل از بتر. بُرنده . بران . بتار: سیف باتر؛ شمشیر بران . شمشیر برنده . (آنندراج ). ج، بواتر.
باتر. [ ت َ / ت ِ ] (اِخ ) نام مردی مجهول . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ). نام پهلوانی مبارز است . (شعوری ).