باتره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باتره . [ ت َ رَ / رِ ] (اِ) دف و دایره را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (شعوری ) : خوابت همی ببرد من انگشت از آن زدم پیش تو بر کناره ٔ خوشبانگ باتره . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باتره . [ ت َ رَ / رِ ] (اِ) دف و دایره را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (شعوری ) : خوابت همی ببرد من انگشت از آن زدم پیش تو بر کناره ٔ خوشبانگ باتره . ناصرخسرو.