فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۳۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گفتم که نثار جان کنم گر آیی گفتا به رخم که باد می‌پیمایی تو زنده به جان دگران می‌باشی از کیسه خویش چون فقع بگشایی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۳۹ | فرهنگ لغت