فرهنگ لغت

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در سایه آن زلف مشوش که تراست ای بس دل سرگشته غمکش که تراست می‌بر دل و می‌ده غم و فارغ می‌رو دور از دل من زهی دل خوش که تراست

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۴ | فرهنگ لغت