اندروایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندروایی . [ اَ دَ ] (حامص مرکب ) سرگشتگی و حیرانی . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). بی حواسی . (ناظم الاطباء) : ز اندروایی ار خواهی نجاتی ترا باید ز جود او براتی . شاکر بخاری . ◄ آرزومندی و حاجت . (فرهنگ سروری ). آرزومندی و نیازمندی . (مؤید الفضلاء). حاجتمندی . ◄ سرنگونی . (برهان قاطع). سر فروافکندگی و واژگونی . (ناظم الاطباء). نگون آویختگی . (فرهنگ سروری ). سرنگونی . ◄ (اِ مرکب ) آرزو. (برهان قاطع). آرزو و خواهش و میل . (ناظم الاطباء).