اندروب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندروب . [ اَ دُ ] (اِ) نوعی از جوشش باشد که پوست بدن را سیاه و خشن گرداند و با خارش باشد و آن رابعربی قوبا گویند. (برهان قاطع) (از آنندراج ) (از هفت قلزم ). در هندی زاد گویند. (از شعوری ج ١ ورق ١٠٠).اندوب . اندوج . (انجمن آرا). اندروب . اندروج . (آنندراج ). و رجوع به قوبا و قوباء و اندوب و اندوج شود.