اندام زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندام زدن . [ اَ زَ دَ ] (مص مرکب ) شرحه شرحه کردن . ◄ یادداشت کردن . ◄ بیاد آوردن محنتهای گذشته را. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اندام زدن . [ اَ زَ دَ ] (مص مرکب ) شرحه شرحه کردن . ◄ یادداشت کردن . ◄ بیاد آوردن محنتهای گذشته را. (ناظم الاطباء).