امیمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
امیمة. [ اُ م َ م َ ] (ع اِ) مصغر ام . مادر کوچک . (از ناظم الاطباء). ◄ سنگی که بدان سر شکنند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ج، امائم . ◄ پتک آهنگری . (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة).
امیمة. [ اُ م َ م َ ] (اِخ ) نام عده ای از زنان صحابی است، از آن جمله است امیمة بنت عبدالمطلب بن هاشم عمه ٔ رسول اکرم . رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج ٨ صص ١٧ - ٢١ شود.