فرهنگ لغت

امیر معزی | رباعیات | شماره ۴۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن‌کس‌که چراغ مهر تو در بر یافت در خاک به فر دولت تو زر یافت وان‌کس که خیال کین تو در سر یافت در آب ز روی خویش نیلوفر یافت

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۴۳ | فرهنگ لغت