فرهنگ لغت

امیر معزی | رباعیات | شماره ۴۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در راه نساای ملک پاک سرشت جز سنگ ندیدم به دل سبزه و کشت دوزخ دره‌ای گذاشتم ناخوش و زشت چون پیش تو آمدم رسیدم به بهشت

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۴۲ | فرهنگ لغت