فرهنگ لغت

امیر معزی | رباعیات | شماره ۴۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در عشق توام امید بهروزی نیست وز عهد شب وصال تو روزی نیست از آتش تو دلم چرا می‌سوزد چون هیچ تو را عادت دلسوزی نیست

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۴۱ | فرهنگ لغت