فرهنگ لغت

امیر معزی | رباعیات | شماره ۴۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بیدادی و فتنه در جهان آیین نیست شادند جهانیان و کس غمگین نیست گل هست به باغ ملک اگر نسرین نیست رکن‌الدین هست اگر معزالدین نیست

معنی امیر معزی | رباعیات | شماره ۴۰ | فرهنگ لغت