الفت داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الفت داشتن . [ اُ ف َ ت َ ] (مص مرکب ) انس داشتن . (فرهنگ ناظم الاطباء). انس گرفتن . مونس شدن . خوگر شدن . الفت گرفتن : چه درختهای طوبی بنشانده آدمی را تو بهیمه وار الفت بهمین گیاه داری . سعدی (طیبات ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الفت داشتن . [ اُ ف َ ت َ ] (مص مرکب ) انس داشتن . (فرهنگ ناظم الاطباء). انس گرفتن . مونس شدن . خوگر شدن . الفت گرفتن : چه درختهای طوبی بنشانده آدمی را تو بهیمه وار الفت بهمین گیاه داری . سعدی (طیبات ).