الفت شوشتری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الفت شوشتری . [ اُ ف َ ت ِ ت َ ] (اِخ ) ملاداود، شاعر قرن یازدهم . نصرآبادی گوید: سودا بر وی غلبه کرد و به حسنعلی بن مولی عبداﷲ تستری درشتی کرد. این اشعار ازوست : مجردان که بگلزار دهر خاموشند ز جام باده ٔ تجرید مست و مدهوشند براه کعبه ٔ مقصود خضر یکدگرند مجردان که ز گرد فنا نمدپوشند. بغیر ناله نصیبی ز روزگار ندارم جهان اگر پر طوطی بود بهار ندارم . بیاد جلوه ای چون گردباد از بیقراریها طپیدنهای دل صحرا بصحرا میبرد ما را. (از تذکره ٔ نصرآبادی ص ٤١٣ و ٤١٤). و رجوع به شمع انجمن ص ٦٨ و الذریعه ج ٩ قسمت اول ص ٩٠ و فرهنگ سخنوران شود.