الفت دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الفت دادن . [ اُ ف َ دَ ] (مص مرکب ) سازوار کردن . دوست و مونس گردانیدن . الفت افکندن . خوگر کردن : اِجماع ؛ الفت دادن . (منتهی الارب ) : بنرمی سنگ را با شیشه الفت میتوان دادن در آن ساعت که پای کارسازی در میان باشد. میرزا شمس الدین شهرستانی (از آنندراج ).