اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | سحرگاهان که روشن شد در و دشت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سحرگاهان که روشن شد در و دشت صدا زد مرغی از شاخ نخیلی فروهل خیمهای فرزند صحرا که نتوان زیست بیذوق رحیلی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سحرگاهان که روشن شد در و دشت صدا زد مرغی از شاخ نخیلی فروهل خیمهای فرزند صحرا که نتوان زیست بیذوق رحیلی