اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | سخنها رفت از بود و نبودم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سخنها رفت از بود و نبودم من از خجلت لب خود کم گشودم سجود زنده مردان میشناسی عیار کار من گیر از سجودم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سخنها رفت از بود و نبودم من از خجلت لب خود کم گشودم سجود زنده مردان میشناسی عیار کار من گیر از سجودم