اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | سحرها در گریبان شب اوست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سحرها در گریبان شب اوست دو گیتی را فروغ از کوکب اوست نشان مرد حق دیگر چه گویم چو مرگید تبسم بر لب اوست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
سحرها در گریبان شب اوست دو گیتی را فروغ از کوکب اوست نشان مرد حق دیگر چه گویم چو مرگید تبسم بر لب اوست