افهام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افهام . [ اِ ] (ع مص ) فهمانیدن . (منتهی الارب ). فهمانیدن و دریابانیدن . (آنندراج ). دریابانیدن . (مقدمه ٔ لغت میرسیدشریف جرجانی ) (زمخشری ) (المصادر زوزنی ). دریاوانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). فهمانیدن و دریافت کنانیدن . فهماندن . (ناظم الاطباء).
افهام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فِهْم . (ناظم الاطباء) : ای دریغا عرصه ٔ افهام خلق سخت تنگ آمد ندارد خلق حلق . مولوی .