افهاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افهاه . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فوه، بمعنی دهان . (منتهی الارب ). ج ِ فاه . (ناظم الاطباء).
افهاه . [ اِ ] (ع مص ) درمانده گردانیدن بسخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کندزبان کردن . (مؤید). کندزفان گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ فراموش کنانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فراموش گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). فراموش کردن . (مؤید).