افهاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افهاق . [ اِ ] (ع مص ) پر گردانیدن خنور و مانند آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پر کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). پر گردانیدن و مانند آن . (آنندراج ). ◄ داغ کردن بر فَهْقة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ فراخ شدن برق و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). وسعت یافتن برق و غیره . (از اقرب الموارد).