افهار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افهار. [ اِ ] (ع مص ) جماع کردن بی انزال و با دیگری انزال کردن . ◄ جماع کردن با دختری و شنوانیدن آواز حرکاتش دختر دیگر را. و این نوع جماع را وَجْس خوانند و در شریعت اسلام منهی عنه است . ◄ به عید حاضر آمدن جهودان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به عید فُهْر درآمدن . (از اقرب الموارد). ◄ به مدرسه ٔ جهودان درآمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درآمدن به مدارس یهود. (از اقرب الموارد). ◄ فراهم آمدن گوشت و لخت لخت گردیدن . و هو اقبح السمن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ فروماندن در راه . ◄ هلاک و مانده شدن شتر. ◄ ختنه کردن دختر را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : اُفهرت الجاریة (مجهولاً)؛ ای ختنت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
افهار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فِهْر، سنگ که بدان چهارمغز بشکنند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به فِهْر شود.