اشک سحاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشک سحاب . [ اَ ک ِ س َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قطرات باران : ز دست بخشش او حاکی است اشک سحاب ز حزم محکم او راوی است سنگ جبال . انوری (از آنندراج ). اشک ابر. اشک نیسان . و رجوع به اشک و اشک نیسان شود.