اشک ریزان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشک ریزان . [ اَ ] (نف مرکب ) چشمی که اشک بسیار می افشاند. (ناظم الاطباء) : همه منکوب و پریشان و منخوب و اشکریزان و حیران . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤٥٥). بریحان نثار اشکریزان بقرآن و چراغ صبح خیزان . نظامی . سلطان سریر صبح خیزان سرخیل سپاه اشکریزان . نظامی . آن کسانی که در آتشکده بینا شده اند اشک ریزان مرا جوش شرر میدانند. وحید (از آنندراج ).
فرهنگ طیفی واژهدان
ماتمکنان، گریان
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی