احلاط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احلاط. [ اِ ] (ع مص ) حَلط. ◄ احلاط در یمین ؛ سوگند یاد کردن . اجتهادکردن در سوگند. ◄ ستهیدن . ◄ خشم گرفتن . ◄ بخشم آوردن . ◄ شتابی کردن در کار. ◄ قضیب فحل در ناقه نهادن . (منتهی الارب ) ◄ فرود آمدن بخانه ٔ هلاکت . ◄ مقیم شدن بجای . (از اقرب الموارد).