احلاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احلاس . [ اِ ] (ع مص )پوشیدن ستور. (تاج المصادر). پلاس بر پشت ستور افکندن . حِلس پوشانیدن ستور را. ◄ حِلس پوشیدن شتر. ◄ باران خرد باریدن . پیوسته باریدن . ◄ بسیار گردیدن گیاه و پوشیدن آن زمین را. ◄ افلاس . (منتهی الارب ). ◄ غبن در بیع. ◄ محکم کردن یمین و تأکید آن : احلسته یمیناً؛ اذا امررتها علیه . (منتهی الارب ).
احلاس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حِلس و حَلَس .