یورتچی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یورتچی . (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) کسی که تعیین یورت می کند. (ناظم الاطباء). رائد. (یادداشت مؤلف ).
یورتچی .(اِخ ) از ایلات ساکن اطراف اردبیل . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ١٠٦). از ایلات اطراف اردبیل و مرکب از هزار خانوار است . ییلاقشان اتوراک و قشلاق شان قوچ داغی می باشد. ترک و کشاورزند. (از یادداشت مؤلف ). این ایل در مرز خلخال و اردبیل واقع و افراد آن از قدیم به سوارکاری و تیراندازی و دلیری و خونخواری معروف می باشند و پیش از جلوس رضاشاه در نواحی خلخال و اطراف اردبیل پیوسته به تاخت وتاز و قتل و غارت می پرداخته اند.