ینگا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ینگا. [ ی َ ] (ترکی، ص ) ینگی . نو. (آنندراج ).
ینگا. [ ی ِ / ی َ ] (ترکی، اِ) مشاطه . (آنندراج ). ینگه ٔ عروس . زنی که دست عروس به دست داماد دهد. زنی که همراه عروس از خانه ٔ پدر به خانه ٔ شوی رود. (یادداشت مؤلف ) : آن شب گردک نه ینگا دست او خوش امانت داد اندر دست شو. مولوی . و رجوع به ینگه شود. ◄ زن برادر و زن عم . (آنندراج ). ◄ کدبانو. (آنندراج ).