یقنة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یقنة. [ ی َق َ ن َ ] (ع ص ) رجل یقنة؛ آنکه هرچه بشنود یقین نماید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). خوش باور.میقان . یقن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یقن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یقنة. [ ی َق َ ن َ ] (ع ص ) رجل یقنة؛ آنکه هرچه بشنود یقین نماید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). خوش باور.میقان . یقن . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یقن شود.