یقظان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یَ) [ ع. ] (ص.) بیدار، هوشیار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یَ) [ ع. ] (ص.) بیدار، هوشیار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یقظان . [ ی َ ] (ع ص ) بیدار. (منتهی الارب ) (دهار) (غیاث ) (آنندراج ). ◄ هوشیار. ج، یَقاظی ̍. (منتهی الارب ) (آنندراج ). باهوش . هشیار. یَقِظ. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یقظ شود. - ابویقظان ؛ خروس . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). - ◄ خر. (آنندراج ).