یغنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یغنی . [ ی َ] (ص، اِ) یخنی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ غذای پخته . (ناظم الاطباء). و رجوع به یخنی شود.
یغنی . [ ی َ ] (اِخ ) قریه ای از نواحی نخشب به ماوراءالنهر. نسبت بدان یغنوی است . (یادداشت مؤلف ). قریه ای است از نواحی نخشب . (از معجم البلدان ).