یساول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یساول . [ ی َ وُ ](اِخ ) امیر خراسان از طرف ابوسعید که مردی ستمگر بود و در سال ٧١٦ هَ . ق . از یاران یسور شکست خورد و در راه فرار به عراق به سال ٧١٧ هَ . ق . به قتل رسید.(از تاریخ مغول ص ٣٣٠). و رجوع به حبیب السیر شود.
یساول . [ ی َ وُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قشلاقات بخش قیدار شهرستان زنجان واقع در ٥٩ هزارگزی جنوب قیدار با ١٦٣ تن سکنه . آب آن از قزل اوزن و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
یساول . [ ی َ وُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء پائین بخش وفس شهرستان اراک واقع در ٣ هزارگزی راه عمومی با ٤٢٣ تن سکنه . آب آن از چاه و چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).