یساوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یساوری . [ ی َوُ ] (ص نسبی ) منسوب به یساور. یساولی : کردند نرگه بر لب جیحون چشم من خیل خیال تو چو تومان یساوری . پوربهای جامی . و رجوع به یساور و یساول شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یساوری . [ ی َوُ ] (ص نسبی ) منسوب به یساور. یساولی : کردند نرگه بر لب جیحون چشم من خیل خیال تو چو تومان یساوری . پوربهای جامی . و رجوع به یساور و یساول شود.