یزدبن نارمجوسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یزدبن نارمجوسی . [ ی َ دِن ِ م َ ] (اِخ ) صاحب تاریخ قم آرد: دارالخراج به شهرقم قدیماً و حدیثاً این سرایی است که الیوم معروف است به دارالخراج مشهور به سرای یزدبن نارمجوسی پس ازآن الیسع... از ورثه ٔ یزد بخرید و آن را دیوان خراج ساخت . (ص ٣٨). و در ص ٣٩ آرد: و این دارالضرب حجره ای بود از حجره های سرای یزد آن حجره را از آن سرای جدا کردند و در او به این کوچه درب گشودند. و در ص ٤٠ آرد: اول محبس و زندانی که به قم بوده است در آن گشاده کردند با کوچه ای که نزدیک است به در درب اللجامین .